بخش نخست - بیژنپور آبادی
پژوهش ( 1 )
Attempt, Search
نخستین سخن
· تبارشناسی پژوهش· گوناگونی پژوهش· پژوهش بنیادی ( پایه )· پژوهش کاربردی ( تجربه) · پژوهش پدیداری یا اکتشافی· پژوهش شناختی یا تفصیلی· پژوهش نشاندادی (توصیفی)· پژوهش بازشناسی (تحلیلی) · پژوهش آزمون گستر (بررسی)
پرسش پژوهی و فراداده ( پیامد ) . رویکردها
نخستین سخن
واژه های همریشه و همساخت چون پژوهش، پژوهشی، پژوهشگاه، پژوهشکده پژوهشگر، پژوهنده و فعل پژوهیدن از ترکیبات وترتیبات این اصطلاح در حوزه کارشناسی مسائل مهم اندیشه و علوم اند. درزبان فارسی از معرب این واژه بیشتر بهره میگیرند. کلماتی مانند؛ تحقیقات و مطالعات همواره معنای یکسان با پژوهش را میدهند، چون توانایی زبان فارسی بیشتر در زمینه ی بهره گیری از پسوند و پیشوندها است، پژوهش برای زمینه های دانش نوین و مسائل علمی فراگیرتر و رساتر است.
بیگمان این واژه به روشهای ویژه یی تکیه دارد، بستر روش شناسی پژوهش کمتر از اصل پژوهش اهمیت ندارد، روش تحقیق واصول خوانش برای شناخت و دانستن ماهیت یک امر ( چه مادی و چه روحی ) همانند درک خود واژه سزاوار دقت است. ازاین جهت روشها همانند خود اصطلاحات و ترمینولوژیها دارای درجات و منزلت مفهومی برای خواننده خویش اند.
پژوهش یک واژه نو نیست، بهره گیری از آن به اندازه تاریخ زبان فارسی کهن پایه است، رویکرد نو به ماهیت این واژه ناکرانمندی و پهنای معنایی آنرا برمیتابد و ارزشمندی بیشتری به آن میدهد. در ادبیات پیشین این اصطلاح تنها برای شناخت یک امر مادی کاربرد داشت، شاید جنبه های روانی و معنوی امور را نیز میتوانست فرابگیرد. اما امروز از آن درجای یک روش شناخت وابزار باز شناسی، تبار شناسی و باز نگری ماهیت پدیده ها کار می کشند.
این ترمینولوزی پیراسته گر دانش تجربی و آراسته گر بینش دیگرسان به ماهیت رویدادها، رخدادها، پدیده ها و پیامدهاست. پژوهش در باستان شناسی، دانش گذشته باوری( تاریخ ) ارزشیابی، یازخوانی و پیراستاری مفاهیم دانش بشری و شناخت مایه و ماهیت آن کاربرد پیدامی کند.
بدینسان است که ناچار باید مولفه ها، داده ها، دست آوردها و پیامدهای پژوهش، بر پایه ی ارزشباوری، مدرنیت، پوزیتویسم، پراگماتیسم، پست مدرنیسم، دانش تجربی و خرد استوار باشد. ازاین باوراست که پژوهش تنها یک واژه و یک اصطلاح ساده برای همگامی در بیان ادبی مانیست، بلکه هم ابزار روش در دانش امروز است وهم یک ترمنولوژی مناسب برای مفاهیم بسیار.
تبار شناسی پژوهش
پیش از بررسی اصطلاح وواژه ی پژوهش، باید مفهوم تبار شناسی و ماهیت این اصطلاح ابزاری در ماهیت شناسی را بگونه خیلی کوتاه بشناسیم. تبار شناسی دودهه پیش ازسوی میشل فکو به حوزه دانش اجتماعی افزوده شد، دانش نسبت یابی، شناخت شناسی، روش نو نگری و گذار از گمان به باور نوین، درمورد چیزی، کسی، اندیشه ورویدادی و یا هر موجود فرهنگی و یا روانی دیگر ی است.
تبار شناسی با تاریخنگری وتاریخنگاری یکسان نیست، تاریخ همه رویدادهارا بصورت پیوسته و بی گسست ثبت و بررسی میکند. برای تاریخ اهمیت ندارد که چه اتفاق می افتد و چگونه هم رویدادها پیش می آیند. اما تبارشناسی بزنگاهها، گردشها و گردنه های مهم روند تاریخ را زیر زره بین باز شناسی قرار میدهد. تبارشناسی به نکات مهم فراموش مانده از دهنیت تاریخی مردم توجه دارد، دهلیزهای تاریکی را روشن میکند که از دید و اندیشه رویداد نویسان و نامه نگاران بدور مانده اند. دانشنامه آزاد در باره تبارشناسی و نسبتهای آن دردانش امروز چنین بیان میکند: ( 1 )
" تبارشناسی یا نسبشناسی در یونانیγενεά λόγος و در عربی علم الانساب بمعنی"دانش نسبها"دانستن تبار اشخاص و مطالعه نسبنامه راگویند. تبارشناسی، درجهان باستان اهمیت بسیار داشته است زیراروابط اجتماعی و سیاسی بر اساس خویشاوندی بودهاست.
در یونان باستان چون اشراف قدرت را دردست داشتند،بنابرین اصالت خون بسیار اهمیت داشت.
در روم باستان با حفظ تبار افراد، طبقات جامعه مشخص میشد؛ یعنی اشراف و طبقات آریستوکراسی از طبقات پست جدا میشدند. افرادی نسبنامه افراد را مورد بررسی قرار میدادند؛ چنانکه شغل یا مقام، با تبار او مطابقت نمیداشت، وی را وادار میکردند شغل و مقام خود را تغییر دهد.
در میان عربها، شناخت نسب اهمیت داشت و در رجزخوانی مورد توجه بود. بر اساس همین تبارشناسی، اتحاد قبایل به وجود میآید. تبارشناسان عرب، نسابه خوانده میشدند. بعدها،با ظهوردین اسلام، مقامی بنام نقیب پدید آمد که تبار خاندانهای مهم را شناسایی میکرد.
کتابهای مهمی درزمینه تبارشناسی، در اسلام نوشته شده مانند کتابالانساب نوشته کلبی و فصولالفخریه نوشته ابن عنبه است.
امروزه بادگرگونیهائیکه درعالم پس از انقلاب صنعتی انگلستان پدید آمدهاست؛ از اهمیت این دانش کاسته شدهاست. جابجایی فراوان گروههای انسانی و دگرگونی در وضعیت و موقعیت زندگی خانوادگی آنها، موجب این کمتوجهی شدهاست.
امروزه حفظ انساب و تبارشناسی آسانتر ازگذشته انجام میپذیرد؛ مؤسسات ثبت احوال و صدور شناسنامه ونگهداری سوابق شناسنامه چون تاریخ تولد، ازدواج، طلاق و مرگ در دفاتر مخصوص این کار را آسان کردهاست. باید به پذیریم که نسبشناسی در مسائل حقوقی و کشف هویت اهمیت بسیار دارد. مورخان در تحقیقات تاریخی و دین شناسان در تحقیق علوم دینی به تبارشناسی اهمیت میدهند."
پژوهش نیز به مانند تبار شناسی باید ماهیت نگر، واقعیت باور، خود ارادی و خود محور باشد. هر رویکردساده و کم پیامد درزمینه ی باز اندیشی و ژرفنگری پیرامون فرضیه های گوناگون را که با داده های نه چندان کار آمد؛ مارا به شناخت ماهیت آن رویداد رهنمون نمیکنند؛ نمیتوان پژوهش نامید.
پژوهش یکفعالیت هوشیارانه و سامانمند برای کشف، تعبیر، شناخت وبازنگری پدیدهها، رخدادها، رفتارها و فرضیههاست. پژوهش همچنین در استفاده از پدیدههای موجود برای دست یافتن به راهکارهای عملی و فناوریها بکارمیرود. پژوهش پدیدار نمودن پرسشهایی است که پاسخ آنها پرسش دیگری می آفریند. این پرسشها چندان با اهمیت اند که پژوهش برپایه آن دردو زمینه زیر می ایستد:
یک - یافتن پرسش های پژوهش
دو - یافتن پاسخهای پرسش پژوهش
گوناگونی پژوهش
پژوهش در زمینه گوناگونی مورد بهره گیری و کاربرد است، شناخت همه پدیده ها یکسان و بیک روش میسر نیست، باید برای هر زمینه کار ویژه و روش خاصی را در پیش بگذاریم. ازاین باور پژوهش نیز میتواند به اندازه ی چندگانگی زمینه های پژوهشی گوناگونی داشته باشد. دست کم دوگونه پژوهش و یا دو نوبت زیر در پژوهش از اندیشه ما دور نباشند:
1- پژوهش پایه یا زیرساختی
2- پژوهش ابزاری یا کاربردی
پژوهش زیر ساختی (پایه) میتواند زمینه پژوهش کاربردی را فراهم آورد، اما در وهله اول متوجه کاربرد آن در زندگی انسان ها نیست. در حالی که پژوهش های کاربردی دارای جنبهی عملی و مستقیما متوجه حل مشکلات جامعه می باشند.
در نیاز انجام این دو دسته از مطالعات شکی نیست، به عنوان مثال تصمیم گیرندگان سیاسی هر کشور به جهت کسب توانایی در ادارهی عملی جامعه، نیازمند پژوهش های کاربردی میباشند و این دسته از پژوهش ها خود متکی بر پژوهش های پایهای هستند. در پژوهش پایه همینکه یک رویداد ویا یک پدیده درپی کار پژوهشی شناخته شد، به شناخت بیشتر زمینه ها و پیش زمینه های آن پرداخته نمیشود.
مثلا اگر درباره اندیشه سخن بگوئیم و اندیشه های دوران روشنگری را پایه ی سخن قرار بدهیم، نیازاست تا یگانه گراندیشه و نماد یکسان برای اندیشه های گوناگون در زمینه های روشنگری را بخوبی بدانیم. مولفه ها و ویژگیهای اندیشه پردازی دانشمندان سده نوزدهم، دارای آن اهمیتی بودکه، براحتی میتوان آنهارا از دیگر باورها جدانمود.
3- پژوهش آغازین یا مطالعه اکتشافی
4- پژوهش اصلی یا مطالعه تفصیلی
مطالعهی اکتشافی، مطالعهای مقدماتی است که بنا بر نوع تحقیق عمدتا از طریق مطالعات نظری، کتابخانه ای، دیداری، و یا مصاحبه یی وگفتمانی شکل میگیرد. این روش نیز در یافتن پرسشها برای پژوهش یاری بخش است. نیاز به پژوهش آغازین و یا مطالعات اکتشافی برای آنست که:
· پرسش پژوهش را غنی کنیم؛ بابهره گیری از بررسی آغازین اهداف پژوهش خودرا بهتر شناخته و حوزهء شناخت خود پیرامون موضوع مورد نظر را گسترش میدهیم. قابل توجه است که مطالعات اکتشافی به دنبال شناخت اجمالی و کلی از مساله مورد پژوهش و زوایای مختلف بحث و دیدگاه ها در این زمینه میباشند.
· پرسش برای شناخت منابع و متون اصلی پژوهش؛ به عبارت دیگر امکانات مورد نیاز پژوهش و امکانات موجود خود را میشناسیم. اما مصاحبه میتواند در مطالعات اجتماعی با افرادی باشد که قرار است دربارهی موضوعی پیرامون ایشان به تحقیق بپردازیم.
مطالعه اکتشافی، کوشش پژوهشگر به جهت کسب آگاهی اجمالی ازکاری استکه درصددانجام آن باشد. مطالعه اکتشافی شبیه مطالعه اجمالی کتابی استکه در آن با مرور اجمالی بر عنوان کتاب، فهرست مطالب آن و فصول مختلف آن آمادهی مطالعه تفصیلی آن میگردیم.
مطالعات اکتشافی پیش زمینه مطالعات اصلی میباشند. بسیاری تصور مینمایندکه پژوهش یافتن پاسخ پرسشهای آنست. در حالیکه پژوهش در درجه اول یافتن پرسشی سزاوار پرسیدن و پژوهش کردن است. شخصیت علمی دانشجو در گرو استحکام رساله پژوهشی وی و شخصیت رسالهی پژوهشی وی در گرو پرسش های مندرج در آن است. از این رو هر چه پژوهش و بررسیهای اولیه جدی تر گرفته شوند، بر ارزش نهایی کار علمی افزوده میشود.
5- پژوهشهای توصیفی
6- پژوهشهای تحلیلی
این گونه پژوهشها دارای صورتی گزارشی بدون تاکید بر علت یابی مساله میباشند. مانند: گزارش یک واقعه و یا یک اندیشه که در آن تنها به آنچه موجود است و نه به چرایی امر موجود توجه میشود. برخی از محققان، مطالعات توصیفی در حوزهی وقایع تاریخی ( زمان گذشته و نه زمان کنونی ) را تحت عنوان پژوهش های تاریخی جدا از پژوهش های توصیفی مورد مطالعه قرار میدهند.
صرف نظر از جنبهی روش شناسی خاص مطالعات تاریخی، بسیاری ازآنها هم واجد ویژگی گزارشی بودن میباشند. باید به پذیریم، آنانی که گزارش میدهند و رویداد مینویسند، پژوهشگر نیستند، پژوهشگر همواره در ماهیت گزارشها به پرسشها می پردازد، پاسخ دادن کار پژوهشگر نیست، پیدانمودن پرسش برای پرسشهای پس از پاسخ نخستین نشانه پژوهشگری را علامت میدهد.
پژوهش پست مدرنی
روششناسي و رهيافت پستمدرن درعلوم انساني، به اين بحث ميپردازد كه مواجهه پژوهشگربا رهيافتهاي نوين درعلوم سياسي بايدکارآمد، فعال،آگاهانه، گزينشگر و نقاد باشد،آنگونه که معيار قرار دادن نیاز واهداف پژوهش از رهيافتهاي گوناگون بهره مند شود كه نام آن را ميتوان "رويكرد تلفيقي"نهاد.
كار پژوهشي علمي بويژه درحوزه علوم انساني و سياسي همواره نيازمند برخورداري از يك چارچوب منسجم آكادميك و رويكرد و رهيافتي روشمند درمتن و محتوا و ماهیت پژوهش است. نوشتههای فاقد اين دو ويژگي، هرچند سرشار ازدانش و تجربه و اطلاعات باشند، ارزش علمي ندارند. چون نه دانشي بردانش موجود ميافزايند که پیامد میشود" آسيب بنيادي پژوهش" و نه گرهي ازكار ناگشوده انسان ميگشايندکه به این نازایی می گویند: " آسيب كاربردي پژوهش".
ازاینرو محققان بعد از انتخاب موضوع با روشها، چارچوبها ورهيافتهاي متعدد انجام پژوهش مواجه اند كه انتخاب يكي از آنها ضروري ودرعين حال مشكل و دغدغه آفرين است. اين یادداشت ضمن بيان کوتاهی از روششناسي و رهيافت پستمدرن درعلوم انساني، به اين بحث مي پردازدكه، مواجهه پژوهشگربا رهيافت تازه درعلوم سياسي بايد فعال، آگاهانه، گزينشگر و نقاد باشد و با معيار قراردادن ابزار واهداف پژوهش ازرهيافتهاي گوناگون به درستی و آگاهی بهره مند شودكه نام آنرا ميتوان" رويكرد تلفيقي" نهاد.
دریکی از نامه های پژوهشی که نمیدانم مال که بود، یا درحقیقت نویسنده این یادداشت را فراموش کرده ام، برخی پرسشها بمیان کشیده شده است، دراین پرسشها اساسی ترین مسائل پژوهش مدرن و چشمداشت ها نیز منعکس شده اند. من بخشی از این یادداشت را بصورت پراکنده در زیر چند شماره منباب پرسش پیهم نوشتم و کته گورایز نمودم.
به همین بهانه مولفه های مهم و نخستینه های کار پژوهش را بدانگونه که دریافته ام پیشکش میکنم، تا خواننده این نامه نیز به آن دسترسی داشته باشد و افزون بر افزایش دانسته ها و دریافتهای خودش؛ مفردات آنرا زیر نام رهیافتهای دانش انسانی بخواند.
رهيافتهاي موجود دردانش انسانی
رهيافتهاي حاكم برپژوهشهاي علمي دانسته و ندانسته، تلفيقي از رو يكردهاي پوزيتويستي، تفسيري وانتقادي اند. فارغ ازشاخههاي فرعي هريك از اين رويكردها اعم از پوزيتويسم منطقي، تجربهگرا، عقل گراي انتقادي، رفتارگرا و كاركردگراي ساختاري تفاوت اين رهيافتها در تفاوت پاسخهاي آنها به هشت پرسش زیر است:
1 - هدف پژوهش
2 - چيستي واقعيت اجتماعي
3 - ماهیت سرشت انسان
4 - تفاوت شناخت علمي و فهم متعارف
5 - چيستي نظريه يا فهم مناسب در دانش اجتماعي
6 - چگونگي ارزيابي دادهها
7 - ماهيت دادهها و شواهد
8 - ارزشهاي مد نظر پژوهشگر و داوري آن.
پرسش پژوهی
دراین یادداشت این اندیشه داده شدکه، پرسشها برای اندیشه ی پاسخ گویی پیشکش نشوند، فلسفه و هدف پرسشها رسیدن به پاسخ نیست، نیاز وهدف پژوهش یافتن پرسش است، پرسش نیز از پاسخ به پرسش دیگری میرسد. برای نمونه، اگر بخواهیم بر واقعیت مسائل افغانستان دست پیدا کنیم، باید پرسیدکه، مردم افغانستان از چه رهگذر بیشتر رنج میبرند؟
پاسخ پرسش، نخست ساده بنظر میرسد، اما دهها پاسخ گونه یی میتوان ابراز نمود که هرگز پاسخ واقعی را در میان خویش ندارند. مردم از دهها چیز نادرست و دهها نادرستی چیزهای زندگی رنج میبرند، پس درمیان این دهها پاسخ و پاسخ دهها مشکل؛ رنجی وجود دارد که باید باز شناسی شود. از شناخت آن رنج است که به پاسخ مناسب و و اقعی راه باز میشود.
این پرسش که، آیا بحران فراگیر و پهن دامن افغانستان در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی روحی و روانی از داده های تلاش برای بازنمودن زمینه رفت و گذر جهانی شدن است و یا جهانی کردن نمونه بحران افغانستان برای گیتی و سراسری شدن؟ این نیز شایان اندیشه و بینش شفاف ژرفنگر روشنفکران امروز خواهد بود. پاسخ تنها یکی از دوصورت داده شده نیست، پاسخ را باید از درون پرسشهای بیشتر بیرون آورد.
این اندیشه نگاه نشیب از روزنه ی بام به درون خانه نیست، همانگونه که هرگز به معنای نگاه سربهوا از نخ درون خانه به بام نیز نخواهد بود. پژوهش نباید به نگاه یکسو و یکسان به پدیده ها، رویدادها، فرضیه ها و رخدادها داشته باشد، فرض پژوهش ایجاد شک و شک بر ایجاد پاسخهاست. پیشکشیدن پرسش درست راههای باز شناسی پاسخ را باز میکنند و رهیافت پژوهش نیز به بازگشایی روزنه شناخت درست ما از داده های اجتماعی بیک شناخت دانستنی میرسد.
پژوهش و شاخصه های آن بیشتر به این نمونه معرفت در ساخت رفت و گذر جهانباوری نزدیک میشود. این ساختار سه خط دانش، آفرینش و شناخت، انسان را در محور قرار میدهد. پژوهش همان خواهد بود که این محور را بشناسد و پاسخهارا از درون پرسشهای بیمناک؛ اما واقعی بیرون ورد. ( 4 )
تفاوت روششناسي وروش تحقيق
· روش عام علمی
· روش پوزیتویستی
· روش هرمنوتیک
تعريف هرمنوتيك
دانشنامه كلمبيا Columbia Encyclopedia هرمنوتيك [Hermeneutics] نظريه، عملِ و تفسير بيان شده است( 2 ).
در برگردان واژه هرمنوتیک به زبان فارسي، به معناي تفسير، برداشت و تأويل [Interpretation] ترجمه شده است كه تأويل ترجمه دقيق تري است و به معاني نهفته در پسِ هر چيز نظردارد ( 3 ).
واژهء هرمنوتيك از لغت هرمس [Hermes] مشتق شده است. هرمس شخصيتي اسطوره ای است كه در تاريخ اساطيري ملل مختلف با نام يا روح مشابه اي آمده است.
پایان بخش نخست
رویکردها
( 1 ) دانشنامه آزاد، پژوهشهای تبار شناسی
( 2 ) دانشنامه کلمبیا، زیرمفهوم واژه ی هرمنوتیک
( 3 ) دانشنامه بزرگ فارسی تآویل معنای برابر با ( هرمنوتیک )
( 4 ) گراف سه خط پژوهش در آفرینش و هستی برگرفته از سایت پژوهش اندیشه.



اشعاری از: انجنیر حفیظ حازم
نان
غم نان اگر بگزارد
و ش...
در پشت میله های انتظار می ایستم
چون هنوز برگه ورود ...













تیمور شاران
پژوهشگر سیاسی افغان مقیم بریتانیا
...