فشرده ای از تاریخچه هشتم مارچ درجهان وافغانستان
پژوهنده: کریمه کشتمند سابق سکرتر مسئول سازمان دموکراتیک زنان افغانستان و رئیسه شبکه کودکستانها و شیرخوارگاه های افغانستان
هشتم مارچ را درسرتاسر جهان بمثابه یک جشن همگانی و روز شمارش پیشرفتها و دستآوردهای زنان، جلب توجه مردم و دادن آگاهی در رابطه به وضع زنان درجامعه، گرامی میدارند. افزون بر سازمانها و نیروهای ملی و مردمی کشورهای گوناگون جهان، این روز، همچنان ازسوی سازمان ملل متحد و در بسیاری ازکشورها بعنوان یک روز ملی برگزار میگردد. درحالیکه زنان در تمام قاره ها بوسیله مرزهای جغرافیایی و تفاوت های قومی، زبانی، منطقوی، مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ازهم جدا هستند، ولی دراین روز گروه هایی از آنان گردهم میآیند و آنرا جشن میگیرند و یا برای تداوم مبارزه بخاطر تغییر شرایط برای رهایی و برابری خویش تجدید پیمان مینمایند.
روز بین المللی زنان بازگو کننده داستان زنان ساده ولی مبارز وآگاه بعنوان بخشی از سازندگان تاریخ است و ریشه درمبارزه طولانی ایشان دارد. اکنون زنان جهان به مبارزه خویش در طول یک صد سال برای برابری و عدالت، بخاطر کسب حق رأی و داشتن سهم درجامعه همسان و همگام با مردان و به دستآوردهای بزرگ خویش درعرصه های اجتماعی و سیاسی به عقب مینگرند. مبارزه زنان درکشورهای پیشرفته جهان به تدریج به پیروزی هایی دست یافت. برای نخستین بار درسال ۱۸۶۹ درپارلمان بریتانیا مسأله حق رأی برای زنان مطرح گردید، ولی درسال ۱۸۹۳ در نیوزیلند برای نخستین بار حق رأی زنان به رسمیت شناخته شد. درکشورهای گوناگون برای سالهای زیادی زنان به مبارزه خویش برای برابری و عدالت به مبارزه پرداختند.
اندیشه روز جهانی زنان در آغازین سالهای سدۀ بیستم، درشرایطی بوجود آمد که زنان درجهان صنعتی و افزایش سریع جمعیت، همانند مردان به سختی استثمار میشدند و درشرایط خیلی دشوار و اما با دستمزد کمتر از مردان کار میکردند و ازحقوق برابر وعادلانه شهروندی برخوردار نبودند. درواقع از سال ۱۹۰۰ به بعد زمان گسترش آشفتگی ها درجهان صنعتی و خیزش ایدئولوژی های چپ کارگری بود و مبارزه عدالتخواهانه درمیان زنان نیز گسترش می یافت. چنانکه درسال ۱۹۰۸ نا آرامی های شدید درمیان زنان که بخاطر رفع بیعدالتی و برای تغییر مبارزه میکردند، بوجود آمد. دراین سال، پانزده هزار تن از زنان درشهر نیویارک بخاطر ساعات کار کمتر، دستمزدهای بهتر و حق رأی به مارش پرداختند. درسال ۱۹۰۹ برطبق اعلامیه حزب سوسیالیست امریکا نخستین روز ملی زنان در سرتاسر ایالات متحده برگزار شد.
باینقرار هشتم مارچ، روز جهانی زنان درجنبش کارگری ریشه دارد و در این روز، زنان خواستهای خویش را برای کسب حق رأی و شرکت در اداره، حق کار و پایان دادن به تبعیض و نابرابری حقوقی و جنسیتی به پیش کشیدند.
روز بین المللی زنان یک روز سراسری جهانی است. این روز برای نخستین بار درسال ۱۹۱۱ برگزارگردید و سال آینده (۲۰۱۱) یکصد سالگی آن خواهد بود. درسال پیش از این برگزاری، در سال ۱۹۱۰، حادثه مهمی، یعنی دومین کنفرانس بین المللی زنان کارگر بوقوع پیوسته بود. این کنفرانس درکوپنهاگن برگزار شد و کلارا زتکین، رهبر دفتر زنان برای حزب سوسیال دموکرات آلمان، مسأله برگزاری روز جهانی زنان را به پیش کشید و پیشنهاد نمود که هرسال درهرکشور یکروز بعنوان روز همبستگی زنان برپا گردد، روزی که زنان برخواستهای خویش برای برابری وعدالت پافشاری نمایند. دراین کنفرانس نمایندگان زنان ازهفده کشور جهان ازسوی اتحادیه های کارگری، احزاب سوسیالیستی، باشگاه های زنان کارگر بشمول نخستین سه زن انتخاب شده در پارلمان فنلند، پیشنهادات کلارا زتکین را به اتفاق آراء تصویب کردند و بدینگونه روز جهانی زنان پا به عرصه وجود گذاشت و به رسمیت شناخته شد.
پیش از برگزاری نخستین روز جهانی زنان اطلاعات بخاطرکسب آمادگی ها برای آن، ازطرق شفاهی و مطبوعات بگونه گسترده ای پخش گردید و مقالات زیادی دررابطه به حقوق زنان و برای شرکت آنان در جامعه و دردولت نوشته و نشر گردید.
نخستین روز جهانی زنان به تاریخ ۱۹ مارچ ۱۹۱۱ باشرکت کلارا زتکین برپا گردید. این روز برای آن انتخاب شده بود که با ۱۹ مارچ درسال ۱۸۴۸ مصادف بود و دراین روز پادشاه پروس برای نخستین بار به خواستهای مردم از ترس قیام کارگری تن در داده بود، اگرچه بعداً پادشاه به آن عهد خود وفا نکرد که ازجمله به رسمیت شناختن حق رأی برای زنان بود. بدینگونه به دنبال کنفرانس کوپنهاگن، برای نخستین بار دراتریش، دنمارک، آلمان و سویس درسال ۱۹۱۱ بیش از یک ملیون زن و مرد درمبارزات و تظاهرات روز جهانی زنان بخاطر حقوق زنان برای کار، رأی، پرورش و مشارکت در اداره و پایان تبعیض شرکت ورزیدند.
پیروزی برای برگزاری نخستین روز بین المللی زنان درسال ۱۹۱۱ بالاتر از توقعات بود. جشن ها، تظاهرات، محافل و نشستهای گوناگون درشهرها و حتی روستاها برپا گردید و زنان با شور و شعف درآن شرکت ورزیدند. دریکی از تظاهرات این روز که سی هزار زن شرکت داشتند، پولیس تلاش نمود تا شعارها و درفش های آنان را پایین آورد، ولی زنان خیلی با استواری ایستادگی نشان دادند. ولی درکمتر از یک هفته بعد، در۲۵ مارچ، آتش سوزی تراژیک درکارخانه لباس دوزی درشهر نیویارک، جان ۱۴۶ تن از زنان کارگر را گرفت. این حادثه موجب اعتراضات گسترده ای درباره شرایط نامساعد کارگردید و توجه عمیق نیروهای دموکراتیک را برای بهبود شرایط کار و ضرورت قانونگذاری دراین زمینه جلب کرد.
درسال ۱۹۱۳ درآستانه جنگ جهانی اول، زنان روسی نخستین برگزاری از روز جهانی زنان را درآخرین یکشنبه ماه فبروری بعمل آوردند. درواقع این تاریخ براساس سالنمای جولیسی مصادف به هشتم مارچ برپایه سالنمای گریگوری میباشد. بدینقرار پس از مشاوره ها و مباحثات، ۸ مارچ درسال ۱۹۱۳ بعنوان روز جهانی زنان به رسمیت شناخته شد و از آن زمان تاکنون همانگونه باقی مانده است.
این روز، هشتم مارچ، از همان آغاز با آرمان صلح عجین بوده است. درسال ۱۹۱۴ زنان درسراسر اروپا گردهمآیی هایی را علیه جنگ و بخاطر همبستگی زنان بوجود آوردند. درسال ۱۹۱۵ کلارا زتکین تظاهراتی را دربرن، سویس سازمان داد تا مردم و بویژه زنان را برای پایان بخشیدن به جنگ جهانی اول به مبارزه برانگیزد. کلارا زتکین و الکساندرا کولانتای (بعداً وزیر درنخستین حکومت شوروی) دریکی از معروفترین مناسبتها وابسته به هشتم مارچ در سان پترزبورگ شرکت ورزیدند. رویداد ازاینقرار است که درسال ۱۹۱۷ درآخرین یکشنبه ماه فبروری، زنان روسی اعتصابی را زیر شعار "نان و صلح" درپاسخ به مرگ دوملیون سرباز درجنگ، به راه انداختند و اعتصاب با شورشهای معینی همراه گردید. اعتصاب زنان از هشتم تا دوازدهم مارچ ادامه یافت تا اینکه درروز چهارم، تزار نیکلای دوم ناگذیز گردید عقب نشینی واز پادشاهی کناره گیری نماید. بدینگونه حکومت مؤقت بوجود آمد، به زنان حق رأی اعطا گردید وحادثه بنام انقلاب فوریه (فبروری) شهرت یافت (آغاز اعتصاب به روز یکشنبه ۲۳ فبروری درسالنمای جولیسی برابر به ۸ مارچ در سالنمای گریگوری است و روسیه نیز سالنمای گریگوری میلادی را پذیرفت).
طی یکدهه از آغاز تا سال ۱۹۲۰ از ۸ مارچ درجهان غرب تجلیل بعمل میآمد، ولی درسالهای بعد برگزاری از این روز کمتر و کوچکتر گردید و حتی به تحلیل رفت، ولی با خیزش طرفداران حقوق زنان درسالهای ۱۹۶۰ این روز باردیگر جان تازه بخود گرفت.
سال ۱۹۷۵ درحالیکه به نام سال بین المللی زنان از سوی سازمان ملل متحد اعلام شده بود، ۸ مارچ درآن سال بعنوان روز جهانی زنان ازسوی آن سازمان به رسمیت شناخته شد. از آنگاه تاکنون سازمان ملل همه ساله کنفرانس هایی را به این مناسبت برپا کرده است تا تلاشهای بین المللی را بخاطر تأمین حقوق و شرکت زنان در روندهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی همآهنگ بسازد.
۸ مارچ ازآغاز تولد در جنبش سوسیالیستی، بعنوان یک روز سراسری جهانی درکشورهای پیشرفته و دربرخی از کشورهای درحال رشد یکسان شناخته و برگزار میگردد. هرسال در۸ مارچ صدها رخداد مهم درپهنه جهانی به وقوع می پیوندد و آنها از گردهم آیی های معمول گرفته تا رویدادهای بزرگ سازمان داده شده را دربر میگیرند. دراین روز دستآوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان جشن گرفته میشود تا از پیشرفت های آنان ستایش بعمل آید و درعین زمان آگاهی و آمادگی بیشتر کسب نمایند تا خواستها و برابری زنان درتمام عرصه ها و زمینه های زندگی برآورده گردد.
روز جهانی زنان در بسیاری از کشورهای سوسیالیستی پیشین و دربرخی از کشورهای تازه به استقلال رسیده هنوز بعنوان روز رسمی و ملی به رسمیت شناخته میشود و مرخصی عمومی است. این عنعنه بعنوان احترام به مادران، همسران، دوستان و همکاران با تقدیم دسته های گل و تحفه ها باقی است، درحالیکه با تظاهرات و نمایش ها، محافل و نشست ها برگزار میگردد.
برگزاری هشتم مارچ درافغانستان متأسفانه پیشینه طولانی ندارد تا همگام یا به دنبال حوادثی که در کشورهای پیشرفته بوقوع پیوست، شهرت و رواج کسب میکرد. در دوران سلطنت و جمهوریت همانگونه که مسأله آزادی و برابری زنان نمایشی و محدود بود از زنان بعنوان روز مادر یادآوری هایی بعمل میآمد و ۲۴ جوزا بعنوان روز مادر شناخته میشد.
تشکیل سازمان دمکراتیک زنان افغانستان در سال ۱۳۴۴ خورشیدی برابر با ۱۹۶۵ میلادی بعنوان یک سازمان پیشرو اجتماعی با برنامه روشنگرانه، گام بزرگی به پیش درجامعه بسته و سنتی آنزمان شمرده میشد. اعلام دموکراسی ازسوی حکومت دوکتور محمد یوسف و ایجاد فضای بالنسبه مساعد برای مبارزات سیاسی و اجتماعی و شور و علاقمندی گروه های بزرگی از زنان و دختران آگاه و روشن نگر وابسته به ملیتها و اقوام گوناگون کشور بعنوان رهبران و فعالان سیاسی درمیان زنان امکانات تشکیل چنان سازمانی را درتحت رهبری دوکتور اناهیتا راتبزاد، شخصیت برجسته جنبش زنان افغانستان، فراهم کرده بود.
سازمان، افزون بر فعالیتهای گستردۀ آگاهی دهنده و روشنگرانۀ خویش درمیان زنان، روزهای مهم و بویژه هشتم مارچ، روز جهانی زنان را با آمادگیها و تشکیل همایش ها و گردهمآیی ها، محافل و نشستها، سخنرانیها و نشرات اختصاصی معین برگزار مینمود. اگرچه هنوز در تحت نظام سلطنتی با وصف ادعاهای دموکراسی وهمچنان درنظام جمهوری محمد داؤد تحمل برای پذیرش تجلیل از این روز به مقیاس سراسری و خیابانی وجود نداشت، ولی در انجمن ها (شوراها) و کمیته های سازمان درمرکز و ولایات به پیشواز از هشتم مارچ محافل برپا میگردید و همایش عمومی رهبران و فعالان سازمان ازسوی هیأت رهبری برگزار میشد.
دراین همایش ها و محافل در رابطه به فعالیتهای یکساله سازمان درعرصه های گوناگون گزارش هایی ارائه میگردید و کارهای انجام شده طی یکسال و برنامه های کاری مربوط برای سال بعد، مورد بررسی و ارزیابی قرار میگرفت. مسایل مطروحه در محافل گرامیداشت از هشتم مارچ عبارت بودند از: فعالیتهای عمومی سازمانی و هریک از اعضای سازمان در رابطه به کار آگاهی دهنده در میان زنان و دختران و جلب آنان به مبارزۀ فعال اجتماعی و سیاسی، کار در زمینه سواد آموزی درمیان زنان و دختران که از آموزش بازمانده بودند، کار با خانواده ها و دادن مشوره ها به آنها برای نگهداری و پرورش خوب از کودکان، کمک به خانواده های بی سرپرست و نیازمند، کار توضیحی برای جلوگیری از نفوذ خرافه پسندی در میان زنان و ایستادگی دربرابر بیعدالتی، خشونت و تبعیض علیه زنان و دربرابر اذیت و آزار کودکان و دیگرفعالیتهای برنامه ای سازمان دموکراتیک زنان افغانستان.
هشتم مارچ حتی در شرایط اختناق و پیگرد درسالهای ۱۹۷۸ – ۱۹۷۹ در اختفا، یادآوری و برای ادامه مبارزه تجدید پیمان میشد. کمیته های مخفی حزب و سازمان که یکجا و درتشکیلات واحد کار وهمکاری میکردند، چنان کارنامۀ بزرگی در مبارزۀ مرگ و زندگی ازخود بجا گذاشتند که حتی درمقیاس جهانی کم نظیر بود. در کمیته رهبری یکتن از زنان فرهیخته و مبارز جمیله پلوشه و درصفوف آن شمار بزرگی از رهبران و فعالان زنان در شرایط اختناق و پیگرد شدید، فداکارانه و باوقف کار و پیکار میکردند و چندین تن از میان ایشان نیز بازداشت، شکنجه و زندانی شدند. من هم دوبار بازداشت و بازجویی شدم. افزون بر کارهای سیاسی و سازماندهی، فعالان زن با خانواده های زندانیان و شهیدان در زمینه های پرورش کودکان با مادران همکاری میکردند، ارتباط میان خانواده ها را سازمان میدادند، زمینه های اختفا مبارزان را در خانواده ها فراهم میکردند و بخاطر تأمین خاطر و ارتقای روحیه مقاومت و امید در شرایط دشوارهمکاری می نمودند.
ولی در دهه شصت خورشیدی برابر با دهه هشتاد میلادی ازهشتم مارچ درافغانستان بگونه شایسته ای تجلیل بعمل میآمد. سازمان دموکراتیک زنان افغانستان که بخش اعظم فعالیت خویش را وقف امر بزرگ آزادی زنان درخانواده و جامعه و برابری حقوقی آنان ساخته بود، رهبری برگزاری گسترده از هشت مارچ را برعهده داشت. چنانکه همسرم سلطان علی کشتمند در کتاب خاطرات خویش تحت عنوان "یادداشتهای سیاسی و رویدادهای تاریخی" می نویسد: « هرسال هشتم مارچ بعنوان روز بین المللی زنان درافغانستان دهه هشتاد، با تدارک و تدابیر گسترده باشتراک اقشار گوناگون زنان درهمایشها و نمایشهای خیابانی، برگزار میگردید. برپایی محافل و جشنواره ها به اینمناسبت به انگیزه نیرومندی برای مبارزه بخاطر برابری زنان و ارنقای سطح آگاهی ایشان، مبدل گردیده بود».
سازمان دموکراتیک زنان افغانستان مناسبات کاری، همکاری و همبستگی با سازمان های بین لمللی و ملی گوناگون و ازجمله با فدراسیون بین المللی زنان ایجاد نموده بود. هیأت هایی از سازمان در همایشها، کنفرانسها و سمینارهای بین المللی به مناسبت های معین و ازجمله بخاطر هشتم مارچ، روز جهانی زنان، شرکت میورزیدند.
دردهه نخست سدۀ بیست و یکم، درافغانستان اگرچه از هشتم مارچ در سطوح دولتی و سازمانی یادآوری هایی بعمل میآید و برای زنان حقوق معینی بلحاظ قانونی پیشبینی گردیده است، ولی اقدامات مقطعی وناکافی بوده است. زنان درجامعه سنتی نمیتوانند موقف شایسته خویش را احراز نمایند و به مبارزه فعال برای تأمین آزادی، برابری و عدالت برخیزند. زنان، دختران وکودکان کماکان از نابرابری، بیعدالتی، فقر، بی امنیتی و بویژه خشنوتهای اجتماعی و خانوادگی رنج میبرند.
شایان یادآوری است که درسال های اخیر در داخل کشور در رابطه به هشتم مارچ از سوی برخی از سازمان ها ونیروهای دموکراتیک یادآوری ها و ارزیابی ها بعمل آمده است. همچنان پناهندگان کشور در خارج از افغانستان درشرایط مهاجرت همه ساله هشتم مارچ را بگونه های مختلف برگزارکرده اند و نشرات گسترده به گرامیداشت از روز جهانی زنان انجام گرفته است.
درعرصه جهانی، از آغاز هزاره سوم در دیدگاه مردان و زنان در رابطه به مسأله آزادی و برابری زنان تغییرات قابل ملاحظه ای پدید گردیده است. بسیاری ها ازنسل جوان احساس می نمایند که مبارزه بخاطر زنان به پیروزی رسیده است، درحالیکه طرفداران حقوق زنان میدانند که مرد سالاری چقدر سخت جان و دارای عمر دراز است. معلوم است که زنان ازلحاظ قانونی و حقوقی هنوز راه طولانی درپیش دارند تا به برابری واقعی برسند و درتمام عرصه های زندگی بگونه واقعی و نه نمایشی نقش مساویانه ایفا نمایند.
با تأسف باید یادآور شد که دربسیاری ازکشورها، زنان دستمزد برابر با مردان دریافت نمی نمایند، درپارلمانها سهم کمتر دارند، بیشتر ازفقر رنج میبرند و شمار آنان درسیاست و امور اجرایی و اقتصادی و آموزش و بهداشت محدود است. دربرابرآنان بیش از مردان خشونت صورت میگیرد. چنانکه سازمان عفو بین الملل یادآوری مینماید که خشونت دربرابر زنان و دختران یک پدیده فراگیر جهانی است و دست کم یکتن از سه زن در زندگی خویش مورد لت و کوب و سوء استفاده قرار گرفته است.
ولی ازسوی دیگر پیشرفت های بزرگ درجهان متمدن نصیب زنان گردیده است. از میان زنان، کیهان نوردان، صدراعظم ها و رؤسای جمهوری برخاسته است و دختران امکانات وسیع برای حضور دردانشگاه ها دارند. زنان میتوانند با حق انتخاب کار نمایند و درجامعه و خانواده جایگاه خویش را احراز کنند. بدینسان دست کم دربخش بزرگی از جهان، هشتم مارچ، روز جهانی زنان با خوشبینی و امید برگزارمیشود. شبکه های وسیع و متنوع زنان سراسر جهان را درکنفرانسها، همایشها، فعالیتهای اجتماعی، هنری و فرهنگی گردهم میآورد.اکنون همه ساله در ۸ مارچ هزاران اتفاق مثبت رخ میدهد که به زنان الهام میبخشد تا دستآوردهای خویش را جشن بگیرند.
درپایان این مرور مختصر از تاریخچه هشتم مارچ، آرزومندی برای رهایی زنان از وضع ناهنجاردر جامعه سنتی مردسالار افغانستان و ازخشونت های اجتماعی و خانوادگی و بخاطر تأمین حقوق انسانی، مدنی، شهروندی، سیاسی و اجتماعی ایشان ابراز میگردد. امید است روزی فرابرسد که زنان ستمدیده و با شهامت افغانستان هشتم مارچ، این جشن همگانی را درفضای صلح و امنیت با خانواده ها و کودکان خویش با احساس خوشنودی و خوشبختی برگزار نمایند.
با این آرزومندی، شاخه ای گلسرخ برای زنان رنجدیده کشور بمناسبت هشتم مارچ اهدا میگردد.
هشتم مارچ، روز جهانی زنان، فرخنده باد!




اشعاری از: انجنیر حفیظ حازم
نان
غم نان اگر بگزارد
و ش...
در پشت میله های انتظار می ایستم
چون هنوز برگه ورود ...













تیمور شاران
پژوهشگر سیاسی افغان مقیم بریتانیا
...